|
اگرعشق نباشد به چه کار آید دل **** ماییم و نوای بی نوای بسم الله اگر حریف مایی****
| ||
|
با این خبر بد ،دیگه دل و دماغ نوشتن ندارم
[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 2:56 بعد از ظهر ] [ علی(مهریار) ]
من باتو نگویم که توپروانه من باش
در کلبه من رونق اگر نیست صفا هست من یاد تو را سجده کنم ای صنم اکنون
دانی که شدم خانه خراب تو حبیب لطفی کن و در خلوت محزون من ایدوست
در باده خوری با کف جون برگ گل خویش
چون مست شوم بلبل من ! ساز هماهنگ
من شانه زنم زلف ترا و تو بدان زلف
ایدوست چه خوبست که روزی تو بگویی
علی! بیا با من و پروانه من باش
بچها راستی با فصل پاییز چه میکنید با بارون های قشنگش من که عاشقشم
اینم یه شعر قشنگ برای بچه های پاییز
[ جمعه دوم مهر 1389 ] [ 11:50 بعد از ظهر ] [ علی(مهریار) ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||